جاده جهان (بخش اول)
شاید چیز هایی در مورد جاده جهان در جزیره کیش شنیده باشید. جاده جهان تقریبا یک جاده کمر بندی دور جزیره است و قسمت زیادی از این جاده هم در کنار دریا است. دفعه آخری که جزیره بودیم با محمود یه هیوندا اکسنت اجاره کردیم و رفتیم سراغ این جاده. ساعت حدود نه و نیم صبح بود با یه کیسه انواع خوردنی ها و همین طور چند قوطی نوشابه از هتل زدیم بیرون. محمود نشست پشت رل و من هم رو صندلی بغلی ولو شدم. هوای جزیره توی ماه دی بی نظیره. خنک و مطبوع. بنابرین نیازی به کولر ماشین نبود. رادیو ماشین رو هم روشن کردم و یه ایستگاه رو که آهنگ پخش می کرد پیدا کردم و با خودم گفتم Perfect! هنوز به آن قسمت جاده که کنار دریاست نرسیده بودیم. جاده خلوت بود و هر چند دقیقه یه ماشین میومد و می رفت. دوطرف جاده پر بود از درخت های کوچک و بزرگ با برگ هایی به رنگ سبز تیره. نزدیک پارک دلفین زیر بوته های سبز و به هم پیچیده محمود یه چیزی شبیه گربه می بینه و به من نشون می ده. وامیستیم و با دقت نگاه می کنیم. چه باحال، اونا گربه نبودن در واقع چند تا سمور یا چیزی شبیه این بودند و دم دراز وپشمالویی داشتند و با دیدن ماشین پا به فرار گذاشتن. دوباره سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم. بعد از چند دقیقه جاده با خط ساحل موازی شد و ما می تونستیم دریا رو ببینم. دریا صاف بود و فقط موج های ریز و کوچولویی داشت.آفتاب روی آب افتاده بود و تلالو نور خورشید روی آب منظره ای بسیار زیبا و خیال انگیز بوجود آورده بود. محمود کنار جاده ماشین رو متوقف کرد و پیاده شدیم. داشتم فکر می کردم قبل از این هم منظره ای به این زیبایی دیدم یا نه. تنها صدایی که شنیده می شد صدای برخورد موج های دریا با ساحل بود و نسیمی که می وزید. تا جایی که چشم کار می کرد فقط آب بود. با محمود مدت زیادی در سکوت به چشم انداز وسیعی که مقابل چشم هایمان بود نگاه کردیم و در مقابل برزگی خالق آن بی اختیار سر تعظیم فرود آوردیم.

